top of page

ترانه ی اشک ها

kambizgilani
3. Juli 2025
1 Min. Lesezeit

به آسمان نگاه نکن

کسی به دنبالت آمده

کسی که تو را

به میهمانی مرگ

دعوت کرده است


روی زمین

هم

کسی سالهاست

که نه

قرنهاست

به دنبال شکار توست


هر کدام به زبانی

از تو می گویند

هر کدام به زبان خود

هستی تورا

نشانه گرفته است


تو

تو آنکه بر این جهان

گام گذاشته ای

و

نمی دانی چرا

و

رخت از آن بر می بندی

و

نمی دانی چرا


پرنده ای

در آسمان دیگری شاید

تو را به شوق پرواز در آورد

و

تو در این هنوز امید عبور

عبور از آتش پر تنش خشن

به نسیمی

به رقص برگهای سبز

در آواز بر آمده

از شعور

از لطافت عشق

چشم را

در آغوش زندگی

جاری می کنی.



کامبیز گیلانی

۳ جولای ۲۰۲۵

کلن - آلمان




 
 
 

Aktuelle Beiträge

Alle ansehen
در ابتدای فراموشی

دلتنگ روزی شده ام پر از خنده های بی خیال سرشار حرف های پر امید بادبادک های رنگ رنگ درد های بی هوده که آنقدر آدم را برنجانند که تلخ کنند جهان را به یکباره و فردا دوباره به چشم بر هم زدنی فراموش شوند با

 
 
 
به یادت باز

گاهی فراموش می کنیم شیرین ترین نگاه را باغ را که می شکفد و روز آغاز دوستی را. گاهی فراموش می کنیم آنچه را که می ستودیم آن را که می پرستیدیم و شب آغاز فریاد را. گاهی فراموش می کنیم که نباید فراموش کر

 
 
 
در گلوی انسان برخاسته

« بر کشورم چه رفته است » بر روزگاری به این بی در و پیکری چه می رود. عمری است سیاهی، شهر های ما را در خود فرو خورده است دیری است آزادی را بر دار کرده اند و هر جوخه ی بی رحمی خاک عشق را به غارت برده ا

 
 
 

Kommentare


bottom of page