kambizgilani
10. Apr.1 Min. Lesezeit
به یادت باز
گاهی فراموش می کنیم شیرین ترین نگاه را باغ را که می شکفد و روز آغاز دوستی را. گاهی فراموش می کنیم آنچه را که می ستودیم آن را که می پرستیدیم و شب آغاز فریاد را. گاهی فراموش می کنیم که نباید فراموش کرد در سکوت تبعید شد و عشق را تسلیم کرد. بهار به یادت می آورد باز این همه را که فراموش کرده ای. بهار تو را دوست دارد وقتی به تو نشان می دهد سبز می شود دشت دوباره روشن می شود هوای تیره و گرم می شود زمین سرد. بهار به یادت می آورد باز شدن را باز شدن را و تو یاد می گیری که هستی ات ب

